مرگ من ...

دیگه این قوزکه پام راهیه رفتن نداره
لب های خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشم های همیشه گریون اخه شستن نداره
تنه سردم دیگه جایی واسه خفتن نداره
بذار من تنها باشم می خوام که تنها بمیرم
اروم برم و تنها تو غربت بمیرم
دوستت دارم ...

وقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیشه من
اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو
بازم که بی قرارمو دل واپسه نگاه تو
تموم هستی من بمون همیشه پیشه من
اگه شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واُُژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون
قمار عشق ...

پشت میز قمار دلهره عجیبی داشتم
برگی حکم داشتم
و دیگر هرچه بود ضعیف و پایین
بازی شروع شد
حاکم او بود و من محکوم
همه برگهایم رفتند و سربرگی بیش نماند
برگی از جنس وفا رو کرد من بالاتر امدم
بازی در دسته من افتاد
عشق امد با حکم عشوه و ناز برید
و حکم امد از جنس چشمه سیاهش
زندگی حکم پایین من بود و من باختم
عشق ...


عشق یعنی قطره ی دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد محنت در درون
عشق یعنی سوزه نی و اه یک چوپان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
ای عشق دو کن که به سامان برسیم چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من یا هردو بمیریم و به پایان برسیم
وقتی ...

وقتی که دیگر نمی توانستم تو را دوست بدارم
تو مرا دوست داشتی
وقتی که دیگر من تمام کردم
تو شروع کردی
وقتی که دیگر تمام شد
تو اغاز شدی
وقتی که دیگر نبودم
تو به بودنم نیاز داشتی
وقتی که دیگر رفتم
به انتظار امدنم نشستی
چه سخت است تنها ماندن !
چه سخت است تنها مردن !
یک بار برای عاشقی کافی بود ...
پرواز برای همدمی کافی بود احساس برای عاشقی کافی بود
تا مرز جنون رفتن و عاشق ماندن
از کوچه ی دل رهگزری کافی بود
ما محرم جاده های بی پایانیم تا اخره راه همدمی کافی بود
تا اخر اب عشق را نوشیدیم از اول راه تشنگی کافی بود
گر در سفره عشق پشیمان گشتیم
در نیمه راه خستگی کافی بود
ما عهد نبستیم که تنها برویم یک بار ندای بی کسی کافی بود
بشنو که کلام اخر من این بود یک بار برای عاشقی کافی بود
تو ... من ...

یکی داشت و یکی نداشت
اونی که داشت تو بودی و اونی تو رو نداشت من
یکی خواست و یکی نخواست
اونی که خواست تو بوی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من
یکی اورد و یکی نیاورد
اونی که اورد تو بودی و اونی که به جز تو به هیچ کسی ایمان نیاورد من
یکی موند و یکی نموند
اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من
یکی رفت و یکی نرفت
اونی که رفت تو بودی و اونی که به خاطر تو تو قلب هیچ کسی نرفت من